رد ادعای معجزه‌ى حرکت انتقالی خورشید در قرآن

Rate this item
(0 votes)
حركت انتقالى خورشيد در درون كهكشان راه شيرى (حركت طولى)
 
ادعاي معجزه به این صورت است:
 
وَالشَّمْسُ تَجْرِي لِمُسْتَقَرٍّ لَّهَا ۚ ذَٰلِكَ تَقْدِيرُ الْعَزِيزِ الْعَلِيمِ (يس-۳۸)
ترجمه : و خورشيد به سوی جايگاهش روان می‌شود.
 
یکی از مفسرين معاصر كه تردستی واقعا ماهر و يكی از بزرگترين تحريف كنندگان قرآن می‌باشد, آيت اللّه مكارم شيرازى است وی پس از اشاره به تفسيرهاى «تجرى و مستقر لها، » می‌نويسد: «آخرين و جديدترين تفسير براى آيه فوق همان است كه اخيراً دانشمندان كشف كرده‌اند و آن حركت خورشيد با مجموعه منظومه شمسی در وسط كهكشان ما به سوى يك سمت معين و ستاره دور دستى می‌باشد كه آن را ستاره «وِگا» ناميده‌اند، (تفسير نمونه، ۱۸/۳۸۲).در جواب ايشان بايد گفت كه آيه اشاره به خورشيد به تنهایی به صورت مفرد با توجه به ضمير ‘لها’ می‌كند و نه كل منظومه شمسی و اين برداشت را از کجای آیه كرديد؟
در ثانی مستقر لها به جايگاهش يا قرارگاهش ترجمه می‌شود، و بايد از ايشان پرسيد ايا جايگاه خورشيد ستاره وگاست؟ اين مطلب با استناد به كدام فكت علمی بيان كرده ايد؟
يكى از نويسندگان معاصر آقای نجفی نيز در مورد قرارگاه خورشيد همين مطلب را می‌نويسد و سپس آن را معجزه علمی قرآن می‌داند (نجفى، مطالب شگفت انگيز قرآن، ص ۲۵ – ۲۶) .
يكى از صاحبنظران پس از اينكه حركت خورشيد از جنوب به سوى شمال آسمان را ۵/۱۹ كيلومتر در ثانيه می‌داند در ادامه به آيه ۲ سوره رعد و ٣٢ سوره ابراهيم در مورد حركت خورشيد استناد می‌جويد (نورى، دانش عصر فضا، ص ۲۶ و ۲۵ – ۳۶).
 
ايه ٢ سوره رعد:
 اللَّهُ الَّذِي رَفَعَ السَّمَاوَاتِ بِغَيْرِ عَمَدٍ تَرَوْنَهَا ۖ ثُمَّ اسْتَوَىٰ عَلَى الْعَرْشِ ۖ وَسَخَّرَ الشَّمْسَ وَالْقَمَرَ ۖ كُلٌّ يَجْرِي لِأَجَلٍ مُّسَمًّى ۚ يُدَبِّرُ الْأَمْرَ يُفَصِّلُ الْآيَاتِ لَعَلَّكُم بِلِقَاءِ رَبِّكُمْ تُوقِنُونَ (۲)
ترجمه: خداست آن ذات پاکی که آسمانها را چنان که می‌نگرید بی ستون برافراشت آن گاه بر عرش (قدرت بر وجود کل) قرار گرفت و خورشید و ماه را مسخّر اراده خود ساخت که هر کدام در وقت خاص به گردش آیند، امر عالم را منظم می‌سازد و آیات (قدرت) را با دلایلی مفصل بیان می‌دارد، باشد که شما به ملاقات پروردگار خود یقین کنید.
 
ايه ٣٢ سوره ابراهيم:
 اللَّهُ الَّذِي خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ وَأَنْزَلَ مِنَ السَّمَاءِ مَاءً فَأَخْرَجَ بِهِ مِنَ الثَّمَرَاتِ رِزْقًا لَكُمْ وَسَخَّرَ لَكُمُ الْفُلْكَ لِتَجْرِيَ فِي الْبَحْرِ بِأَمْرِهِ وَسَخَّرَ لَكُمُ الْأَنْهَارَ (۳۲)
ترجمه: خداست آن که آسمانها و زمین را آفرید و باران را از آسمان فرو بارید تا بدان انواع ثمرات و حبوبات را برای روزی شما برآورد، و کشتی ها را مسخر شما کرد تا به امر او به روی آب دریا روان شود و نهرها را ( به روی زمین ) به اختیار شما جاری گردانید.
 
در جواب ايشان بايد گفت اشاره به اين حركت در ايه ٣٢ ابراهيم همان اعتقاد اوليه در مورد گردش اجرام آسمانی بدور زمين است كه يك اعتقاد قدیمی است و در ايه ٢ سوره رعد حركت مذكور در مورد كشتيهاست و ارتباطی با حركت خورشيد ندارد.
 
علامه طباطبائى پس از آنكه جريان شمس را همان حركت خورشيد ميداند، ميفرمايد:
«امّا از نظر علمى تا آنجا كه ابحاث علمى حكم ميكند قضيه درست بر عكس (حس) است، يعنى خورشيد دور زمين نميگردد بلكه زمين بدور خورشيد ميگردد و نيز اثبات ميكند كه خورشيد يا سياراتى كه پيرامون آن هستند به سوى ستاره (نسر ثابت) حركت انتقالى دارند…» (الميزان، ۱۷/ ۸۹)
 
سيد هبة الدين شهرستانى حركت خورشيد را به طرف ستاره اى بر ران راست «جائى» معرفى ميكند و در جاى ديگر آن را به طرف مجموعه نجوم (هركيل) ميداند (اسلام و هيئت، ص‌۱۸۱) و كلمه «تجرى» را اشاره به حركت انتقالى خورشيد ميداند (همان).
 
طنطاوى در تفسير الجوهر پس از ذكر مقدمه‌اى در انواع حركات، آيه فوق را بر حركت خورشيد و مجموعه همراه او به دور يك ستاره (كوكب) حمل می‌كند و سپس مطالبى طولانى در مورد حركتهاى هواپيماها، اتومبيلها و… ارائه می‌دهد كه ربطى به تفسير آيه ندارد (طنطاوى جوهرى، الجواهر فى تفسيرالقرآن، ۹/۱۷۲ – ۱۷۲).
 
در همين مورد مهندس محمد على سادات، (زنده جاويد و اعجاز قرآن، ص ۲۸ – ۳۰) و نيز مهندس جعفر رضايى فر، (قرآن و آخرين پديده‌هاى علمى، ص ۱۳۱) ودكتر منصور محمد حسب النبى (القرآن الكريم و العلم الحديث، ص ۲۶۴) مطالب مشابهى دارند.
البته از انجا كه براى فهم آيات  قرآن بايد به حديث و سنت مراجعه كرد، در مورد اين آيه و حركت خورشيد حديثى در تفسير كشاف جلد دوم صفحه ٦٩٤ از ابوذر نقل شده بدين مضمون:
 وعن أبي ذر : كنت رديف رسول االله على الجمل فرأى الشمس حين غابت فقال يا أبا ذر أتدري أين تغرب هذه فقلت االله ورسوله أعلم قال فإنها تغرب في عين حامية (تفسير كشاف ۶۹۴/۲).
ترجمه: از ابوذر نقل شده كه گفت من در رديف پيامبر(بر چهارپائى) سوار بودم در حينى كه خورشيد غروب كرد. پيامبر گفت ای ابوذر آيا میدانی كه خورشيد در كجا غروب می‌كند. پس گفتم خدا و رسولش آگاهترند. پيامبر گفت خورشيد در يك چشمه‌ی تيره غروب میکند.
مشابه اين حديث در جاهای ديگر هم نقل شده !
 
به اين احاديث توجه كنيد :
حدثنا أبو نعيم حدثنا الأعمش عن إبراهيم التيمي عن أبيه عن أبي ذر رضي االله عنه قال كنت مع النبي في المسجد عند غروب الشمس فقال يا أبا ذر أتدري أين تغرب الشمس قلت االله ورسوله أعلم قال فإنها تذهب حتى تسجد تحت العرش فذلك قوله تعالى والشمس تجري لمستقر لها ذلك تقدير العزيز العليم (صحيح بخاري ۴/ ۱۸۰۶).
ترجمه: از ابوذر نقل شده است كه در هنگام غروب خورشيد با پيامبر در مسجد بودم. پيامبر گفت اى اباذر آيا می‌دانى خورشيد كجا غروب میکند!  گفتم خدا و رسولش بهتر می دانند. پيامبر گفت خورشيد ميرود و در زير عرش خدا را سجده می كند و اينست (معنی) قول خداوند كه خورشيد به محل استقرار می‌رود. در صحيح بخارى ۲۷۰۰/۶ همين حديث با اضافه ی اندکی آمده بدين نحو كه خورشيد (قبل از طلوع مجدد) از خدا اجازه می گيرد و خدا ميگويد برگرد به همان جایی كه آمدی.
اين حديث در منابع متعدد معتبر ديگر نيز نقل شده از جمله: (صحيح مسلم ۱۳۹/۱، صحيح ابن حيان ۲۰/۱۴، سنن نسائى ۴۰۹/۶، تفسير طبری ۵/۲۳ و منابع متعدد ديگر).
پس مشخص شد منظور از جايگاه خورشيد چيست!
حال بايد به اين مفسرين زبردست و طرار گفت: وقتى كه خود محمد جايگاه خورشيد و حركت انرا توضيح داده چطور شما و از روى كدام اصول اخلاقى اينتحريفات و اين تعريفات من دراوردى را می‌نويسيد ؟؟
 
برای تحقیق بیشتر می‌توانید به اینجا مراجعه کنید.
 
توضیح و نتیجه:
در جملات بالا به ستاره هایی چون وگا و … اشاره شد اما آیا زمین و ستاره‌ی ما به سمت اون ستاره در حرکت هستند؟ آیا این یک معجزه است؟ آیا این موضع را قبلا اسطوره‌های ژاپنی مطرح کرده بودند ؟ همچنین این موضوع را یونانی‌ها و حتی ایرانی‌ها در افسانه‌های خود ذکر کرده‌اند !!! پس اگر معجزه‌ای باشد آن را ژاپنی‌ها و ایرانی‌ها و یونانی‌ها آوردند نه قرآن !
بیایید به قضایا علمی نگاه کنیم همراه با مدارک علمی معتبر ….
زمین و ستاره‌ی ما به سمت این ستاره در حال حرکت نیست !!! جهان همه در حال حرکت هستند و به سمت مشخصی هم نمیروند علت حرکت هم انرژی تاریک است … و اما
در داستانهای عاشقانه غرب، ستاره وگا یا همان نسر واقع جزوی از صورت فلکی شلیاق یا چنگ رومی است که این ساز را به نوازنده مشهور یونان باستان، ارفئوس نسبت می‌دهند، وی به قدری زیبا این ساز را می نواخته است که هنگام نواختن خدایان و حتی موجودات و جمادات هم متاثر و از خود به خود میشدند به همین علت برخی اوقات به ستاره‌ی وگا، ستاره‌ی چنگ هم گفته می‌شود.
اما شاید زیباترین و عاشقانه ترین داستان در مورد این ستاره از آسیا بیاید. در ژاپن ستاره ی وگا، تاناباتا (یا اوریهیمه) خوانده می‌شود که شاهزاده ای از اسمان‌هاست. او عاشق یک مرد زمینی به نام کِنگیو (یا هیکوبوشی) میشود که نماد این مرد زمینی در آسمان از دیدگاه ژاپنی‌ها ستاره‌ی نسر تایر یا التایر است که در فاصله‌ی کمی از ستاره‌ی وگا قرار دارد. اما هنگامی که پدر شاهزاده‌ی آسمانی متوجه رابطه‌ی عاشقانه دخترش با یک مرد زمینی می‌شود، او را از دیدن کنگیو منع می‌کند.
از دیدگاه نجومی ستارگان وگا و نسر تایر در آسمان در میان رد کهکشان راه شیری قرار دارند که از دیگاه ناظر مانند رودخانه ای سفید رنگ در آسمان گسترده شده به نحوی که میتوان ستاره‌ی وگا را یک طرف این رودخانه و ستاره‌ی نسر تایر را در طرف دیگر این رودخانه متصور شد.
بخاطر خشم پدر تاناباتا، این دو عاشق مجبور به جدایی از هم شدند و در میان آنها رودی در آسمان جاری است که مانع از رسیدن این دو معشوق به هم می‌شود. اما هر سال تنها یک شب که خدایان با آنها مهربان میشوند آنها می‌توانند یکدیگر را ملاقات کنند. شب هفتم از ماه هفتم(جولای) پرندگان آسمان پلی از بدنهایشان روی رودخانی‌ پدید می‌آورند که راهی است برای دیدار این دو معشوق. اما گاهی به دلایلی کنگیو نمی‌تواند از روی پل رد شود و در این حالت اشکهای تاناباتا به صورت قطرات باران روی ژاپن سرازیر میشود.
بسیاری از ژاپنی ها در جولای برای تناناباتا جشن می‌گیرد و برخی اوقات این جشن را در اگوست نیز برگزار می‌کنند. آنها معتقدند بارانهایی که در ماه اگوست سرازیر میشود اشکها تاناباتا است. برخی حتی بارش شهابی برساوش را نیز حاصل از اشکهای شاهزاده‌ی آسمانی میداند.
 برای تحقیق بیشتر به لینکهای زیر مراجعه کنید.
لینک دوم: صورت فلکی شلیاق یا چنگ رومی(Lyr)
 نتیجه گیری:
حال چه کسی معجزه کرده است؟ قرآن؟ افسانه‌های ژاپنی؟ افسانه‌های یونانی؟ افسانه‌های ایرانی و يا علم پيشرو و دانشمندان ستاره شناس؟
اصولا مفسرين قرآن بزرگترين خيانت را به نوع بشر با تحريف ايات قرآن و ترجمه و تفسير غلط می‌كنند و بايد در مقابل وجدان تاريخ پاسخگو باشند.
براستى اگر قرآن كلام حق و نازل شده از طرف خدای كائنات و هستى است، چرا بايد با تغيير و تحريف در ترجمه آيات و تفسيرهاى من‌دراوردى و معجزه تراشى بدنبال اثبات حقانيت آن بود؟؟
در واقع اين آيه نشانه كاملى از ضد معجزه بودن آیه و برعكس هدايت، نشان دادن راه ظلالت و گمراهى است كه در اكثر آیات قرآن ديده می‌شود.
Read 152 times
Last modified on 02 February 2019

 درباره ما

وبسایت ناباور منتقد جدی ادیان است و از انجا که به زبان

فارسی برای مخاطب فارسی زبان ارائه میشود و با توجه به

کثرت مسلمانان در این جوامع، بسمت نقد اسلام تمایل دارد

 اهداف

روشنگری و اطلاع رسانی از طریق نشر کتب و مقالات

خرافه ستیز، فراهم آوردن امکان بحث و تبادل نظر آزادانه

برای ناباوران و حمایت از سایر ناباوران

لینک های مفید

Info@Naabavar.com

www.atheistium.com

www.ex-muslim.org.uk