رد ادعاى معجزه بيگ بنگ در قرآن

Rate this item
(0 votes)

يكى از ادعاهای معجزات علمى قرآن اين است كه در قرآن از نظريه بيگ بنگ صحبت شده است که به بررسى اين ادعا خواهيم پرداخت.

آيه ای كه از آن برای اثبات اين ادعا استفاده ميشود آیه ۳۰ سوره انبيا میباشد:

أوَ َلمْ يَرَ اَّلذِينَ كَفَرُوا أَنَّ السَّماواتِ وَ الأَْرْضَ كاَنتا رَتْقاً فَفَتَقْناهُما وَ جَعَلْنا مِنَ اْلماءِ كُلَّ شَيْءٍ حَيٍّ أَ فَلا يُؤْمِنُونَ
ترجمه: آيا كافران نديدند كه آسمانها و زمين به هم پيوسته بودند و ما آنها را از يكديگر باز كرديم؟، و هر چيز زنده‌ای را از آب قرار داديم، آيا ايمان نمی‌آورند!

 

معمولاً اين آيه را مترجمين به »آسمانها و زمين يكى بودند، سپس آنها را جدا كرديم« ترجمه ميكنند. قبل از اينكه هر بحثى را مطرح كنيم از شما دعوت ميكنم به اين آيه بيشتر توجه كنيد، گفته است آيا كافران نديدند كه آسمانها و زمين به هم پيوسته بودند و ما آنها را از يكديگر باز كرديم؟

آيا واقعا اگر خدا گوینده این آیات باشد, فكر ميكند كافران بايد اين اتفاق را اگر هم افتاده باشد ديده باشند؟

كدام انسانى خلقت كائنات را ديده است كه الله از كافران انتظار دارد آنرا ديده باشند و به دليل اين ديدن خود به او ايمان بياورند؟

مدعيان اينكه قرآن بيگ‌بنگ را پيش‌بينى كرده است ميگويند اين آيه از سينگولاريتى سخن ميگويد. در بررسى اين آيه بايد به نكات زير اشاره كرد:
نخست اينكه در زمان سينگولاريتى زمين و آسمان يكى نبودند، اساساً زمينى وجود نداشته است كه بخواهد با آسمان يكى باشد، زمين ميليونها سال بعد بوجود آمده است.

دوم اينكه بر اساس اين آيه زمين از آسمانها جدا شده است، اگر منظور از آسمانها كائنات باشد بازهم اين آيه غلط ميشود.

سوم اينكه برای درک اين آيه بايد به توضيحى كه قرآن از نحوه پيدايش جهان ميدهد توجه كرد. داستان خلقت جهان در قرآن ريشه در اساطير باستانى منطقه دارد، بويژه اساطير بابلى و داستان گيلگميش دارد. در حماسه گيلگميش كه بسيار قديميتر از قرآن است نيز دقيقا از يكى بودن آسمانها و زمين و بعد جدا شدن آنها سخن رفته است. ايده جدا شدن زمين و آسمانها از يكديگر در ساير اساطير منطقه نيز يافت ميشود، مثلا در مصر باستان باور بر اين بوده است كه خدای زمين (جب) و خدای آسمان (نات) به يكديگر چسبيده بودند و جداشدن اختياری آنها سبب شكل گيری جهان بصورت فعلى شد. بنابر اين ماجرای جدا شدن زمين از آسمانها ارتباطى به بيگ بنگ ندارد و از اساطير و افسانه های ملل مجاور اعراب به قرآن راه يافته است و اگر واقعا بخواهيم آنقدر نادان باشيم كه آنرا به بيگ بنگ نسبت بدهيم، بايد امتياز را به كفار مصری و بابلى بدهيم نه به محمد بن عبدالله.

نمونه اين آيات در كتاب پيدايش تورات نیز وجود دارد ولی همان عبارتها به شيوه ديگری در قرآن آمده است:
تورات كتاب پيدايش، ١: ٦ تا ٩ : سپس خدا فرمود: توده‌های بخار از هم جدا شوند تا آسمان در بالا و اقيانوسها در پايين تشكيل گردند. خدا توده‌های بخار را از آبهای پايين جدا كرد و آسمان را بوجود آورد. شب گذشت و صبح شد و اين روز دوم بود.

ولی ريشه‌های اين افسانه به داستانهای بابلى‌ها و بين النهرينى‌ها بر ميگردد. قرآن پر از افسانه‌هايى است كه این افسانه‌ها از افسانه‌های باستانى سومری ها، بابلى ها و كنعانى ها و غيره منشا گرفته‌اند.

روشن است كه محمد در مورد بيگ‌بنگ سخن نميگويد، بلكه اسطوره‌ای باستانى را كه وارد كتب يهودی نيز شده است را بازگو ميكند. از رد ادعای اشاره به بيگ بنگ در قرآن گذشته، باید گفت که آيه بالا با آيه ۱۱ از سوره فصلت در تناقض است.

سوره فصلت آيه ١١: ثُمَّ اسْتَوى َلإِى السَّماءِ وَ هِيَ دُخانٌ فَقالَ َلها وَ ِللأَْرْضِ اْئتِيا طَوْعاً أَوْ كَرْهاً قاَلتا أَتَيْنا طاِئعِينَ.
ترجمه: سپس اراده آفرينش آسمان فرمود در حالی كه به صورت دود بود، به آن و به زمين دستور داد به وجود آئيد و شكل گيريد، خواه از روی اطاعت و خواه اكراه آنها گفتند: ما از روی طاعت ميآئيم!

البته اين ترجمه آيت الله مكارم شیرازی ميباشد و ایشان نيز معمولاً تر‌دست خوبى در تغییر ترجمه آیات هستند. به ترجمه آیه توجه داشته باشيد كه الله با چيزی كه وجود ندارد صحبت ميكند و به آن ميگويد بوجود بيا. مگر الله این درک را ندارد که چيزی كه وجود ندارد، وجود ندارد و نمیشود با آن حرف زد ؟
اما ترجمه عبدالمحمد آيتى در مورد این آیه چنین است: سپس به آسمان پرداخت و آن دودی بود پس به آسمان و زمين گفت: خواه يا ناخواه بياييد گفتند : فرمانبردار آمديم
دليل اينكه اساساً در ترجمه آيتى, از بوجود آمدن سخنى به ميان نيامده، اين است كه مطالب قرآن گاهی آنقدر مبهم هستند که مترجمین قرآن نمی‌توانند بفهمند چه ميگويد، هركس برای خود ترجمه‌ای را انجام داده است.

در واقع ميان آيه‌ای كه اسلامگرايان تلاش ميكنند از آن بيگ‌بنگ را بيرون بكشند و اين آيه تناقض وجود دارد، يكى از جدا شدن سخن گفته است و ديگری به هم آمدن و پيوستن. كدام يک از اين دو روايت درست است؟ آيا آسمان و زمين به هم چسبيده بودند و الله آنها را از هم جدا كرده است يا اينكه از هم جدا بودند و الله آنها را به يكديگر پيوند داده است؟

آیا با وجود تمامی این اشتباهات و تناقضات هنوز باید باور کرد که قرآن کلام خداست برای هدایت بشر ؟؟

Read 89 times
Last modified on 02 February 2019

 درباره ما

وبسایت ناباور منتقد جدی ادیان است و از انجا که به زبان

فارسی برای مخاطب فارسی زبان ارائه میشود و با توجه به

کثرت مسلمانان در این جوامع، بسمت نقد اسلام تمایل دارد

 اهداف

روشنگری و اطلاع رسانی از طریق نشر کتب و مقالات

خرافه ستیز، فراهم آوردن امکان بحث و تبادل نظر آزادانه

برای ناباوران و حمایت از سایر ناباوران

لینک های مفید

Info@Naabavar.com

www.atheistium.com

www.ex-muslim.org.uk