محمد 12 January 2019

محمد و ترور دشمنان شخصی اش

Rate this item
(0 votes)

محمد و دشمنان شخصی اش- رفتار یک شخص با مخالفانش بخصوص در هنگامی که قدرت را در دست دارد گویای شخصیت و چیستی واقعی اوست. همه آدمها وقتی قدرتی ندارند میتوانند آدمهای خوبی باشند، اما تنها داشتن قدرت است که چهره واقعی آدمها را بارز میکند. محمد در دوره پیامبری خود که به نوعی حکومت را نیز بر دست داشت بارها دست به قتل و ترور دشمنان خود زد. این بخش از زندیق حدود ۲۰ مورد از این قتلها و ترورها را ثبت کرده است.

این دشمنان در اینکه همردیف محمد نبودند مشترک بودند اما بسیار آدمهای متفاوتی بودند هم زنان هم مردان، هم پیر هم جوان، هم بزرگان و افراد مشهور هم افراد عادی، هم کسانی که هرگز پیامبری او را نپذرفتند هم کسانی که قبلا با او همدست بودند اما دروغین بودن پیامبری او را دریافته بودند و هم کسانی که همچنان مسلمان بودند. ر محمد در این آزمایش کاملا شکست میخورد، او با بدترین شکل ممکن با دشمنانش برخورد کرده است.

قرآن، سوره الفتح (48) آیه 29

مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ وَ الَّذِينَ مَعَهُ أَشِدَّاءُ عَلَى الْكُفَّارِ رُحَماءُ بَيْنَهُمْ…

محمد پيامبر خدا ، و کساني که با او هستند بر کافران سختگيرند و با، يکديگر مهربان…

در قرآن میخوانیم که محمد و هوادارانش با مخالفان خود سختگیرانه و شدید برخورد میکنند و با یکدیگر مهربان و این خود نمایانگر فاشیسم و دگرستیزی در بینش اسلامیست. در این بخش از زندیق می آموزیم که این شدت و درشتی چگونه بود و چگونه محمد با ترور و قتل دشمنانش و اخلاقی و قانونی کردن آنها، تا ابد جامعه اسلامگرایان را برای مخالفان اندیشه نا امن کرد و بر پیکره عدالت زخم زد. نام این افراد در گوشه هایی از تاریخ پنهان است اما اسلامگرایان وقتی میخواهند کسی را بکشند آنها را برای نمونه به خود یادآوری میکنند تا با وجدان و خیال راحت همچون پیامبرشان دست به آدمکشی بزنند. از این روست که نمونه های متعددی از این نوع قتلها و ترورها را از زمان محمد تا امروز در آنان اسلام انسانیتشان را تضعیف کرده است میبینیم. برخی از این ترورها خوشبختانه موفق نبودند اما محمد همچنان به دلیل صادر کردن دستور آنها گناهکار و محکوم و یک تروریست است.

محمد با شاعران در دوره خود دشمنی ویژه ای ورزید. او حتی سوره ای از قرآن را شعرانامیده است که در آن تکلیف خود را با شعرا مشخص میکند و در ابتدا و انتها (آیات ۲۲۱ تا۲۲۷)‌ به شعرا دشنامگویی کرده و میگوید شیاطین بر آنها وحی نازل میکنند و دروغگو و دو رویند. دشمنی محمد با شعر در آن زمان دقیقا همان دشمنی اسلامگرایان با آزادی بیان در دوره ماست. زیرا در جامعه آن دوره و در آن جا مردمی که سواد و کاغذ و قلم نداشتند اخبار، اندیشه ها و مواضع خویش را هنرمندانه به شعرهای آهنگین و کوتاه تبدیل و با یکدیگر به اشتراک میگذاشتند. این شبیه همانکاریست که اینروزها با توییتر انجام می‌گیرد. این است که در لیست قربانیان محمد افراد زیادی هستند که یا شاعر بودند یا دستکم یک یا چند شعر علیه او سروده بودند. این شعرها همچنان در تاریخ باقیست و میتوان از آنها دریافت که تصور کسانی که محمد را رویاروی میدیدند و او را نمیپذیرفتند از او چه بود.

برخی از این افراد شبانه و ناگهانی کشته شده اند،‌ برخی دیگر پس از جنگ در هنگام اسیری، و برخی نیز در زمان صلح. محمد هیچیک از این افراد را دادگاهی نکرد، آنها جرم خود را نمیدانستند و حق دفاعی از خود نیز نداشتند، در بسیاری از موارد محمد یکی از آدمکشان خود را به دنبال آنها میفرستاد.

یک انسان میتواند شخصیت اصلی خود را پنهان کند و با شخصیتی تقلبی ظاهر شود. چنین انسانی را معمولاً دو رو و منافق میخوانند. حفظ شخصیت و پنهان کردن ذات واقعی یکی از چالشهای اصلی زندگی هر انسان دورویی هست. اما شاخص هایی هستند که از روی آنها میتوان به صداقت یا دورویی افراد پی برد و یکی از مهمترین این شاخص ها رفتار انسانها با مخالفان و دشمنانشان است. این رفتار آدمی با مخالف و دیگری است که یا او را در صف بزرگان و دولتمردان اخلاقمدار قرار میدهد یا او را در صف فرومایگان پست فطرت قرار میدهد، بنابر این روشن است که برای قضاوت اخلاقی در مورد پیامبر اسلام باید به برخورد او با مخالفانش نیز نگاه کرد. پرسش بنیادینی که باید به آن پاسخ داد این است که آیا محمد با مخالفان و منتقدینش منصفانه و همچون بزرگان برخورد میکرد یا نه؟

راجع به برخوردهای خوب محمد با مخالفان و منتقدینش سخنان زیادی از مسلمانان شنیده میشود، اما بسیاری از این سخنان غیر مستند هستند و ارزش تاریخی ندارند. برای نمونه گفته میشود که محمد به دیدار پیر زنی که هر روز بر روی او زباله میریخت رفت. این سخن در منابع تاریخی معتبر موجود نیست و یا دستکم من تابحال آنرا ندیده ام! ولی به هر روی اگر گزارشی راجع به برخورد خوب محمد با مخالفانش هم وجود داشته باشد که دارای ارزش تاریخی باشد و بتوان به آن استناد کرد، در اینجا باید به دو موضوع بسیار مهم توجه کرد. یکم اینکه این برخورد در چه دوره ای از حیات محمد رخ داده است؟ در دوره مکی و زمانی که او قدرتی نداشته است یا در زمانی که توانایی برخورد با مخالفانش را داشته است؟ اگر در دوره نخست بوده است که این برخورد از سر جبر بوده است و لذا فاقد ارزش است، اما اگر در دوره دوم یعنی در دوره ای که محمد قدرتمند بوده است و ارتشی دور او را فراگرفته بود چنین برخورد خوبی از او دیده شده باشد بازهم مسئله تمام شده نیست و نکته دوم در اینجا مطرح میشود.

نکته دوم این است که به آدمها بخاطر برخورد خوب با مخالفین نباید پاداش داد و آنها را بزرگ داشت، چرا که این برخورد پیش فرض و قابل انتظار ما از همه افراد است. اما برخورد بد با مخالفان را همواره باید محکوم کرد.  به عبارت دیگر اگر قرار باشد به محمد بخاطر هر برخورد خوب با مخالفانش یک پاداش بدهیم باید به او ازای هر برخورد خوب یک شکولات بدهیم ولی بخاطر هر برخورد بد مجازاتی بزرگ برایش در نظر بگیریم، مثلاً حبس ابد برای هر قتل. آنچه در کارنامه محمد در ارتباط با برخوردش با مخالفانش دیده میشود در حد یک فاجعه است! کمتر مسلمانی است که بداند محمد دشمنانش را برای پیدا کردن پول شکنجه میکرد، دستور ترور آنها را صادر میکرد، آنها را از وسط به دو نیم تقسیم میکرد و یا مادر چند فرزند کوچک را به جرم شعر گفتن کشت! دلیل اینکه مسلمانان چنین چیزهایی را معمولاً نشنیده اند این است که مسلمانان دانش خود نسبت به اسلام را از ملایان میگیرند نه از خود منابع اسلامی. ملایان نیز تنها آنچه مثبت به نظرشان برسد به مسلمانان می آموزند، نه تمام واقعیت را. اما گاهی که لازم است ملایان برای حفظ جایگاه خود از شیوه محمد یعنی حذف مخالف استفاده کنند، آنگاه است که این اسرار را برای تروریست ها و آدمکشها و شکنجه گرانشان فاش میکنند. به همین دلیل تروریست های اسلامگرا به خوبی با این جنایات محمد آشنا هستند.

آنچه در ادامه خواهد آمد تمام این قضایا را با استناد به معتبر ترین منابع تاریخی اسلام اثبات خواهد کرد و به تحلیل جزئی آنها خواهد پرداخت. اگر ما بتوانیم پس از بررسی شرح حال و سرانجام افرادی که در زیر خواهند آمد نشان دهیم که برخورد محمد با آنها درست نبوده است به دو نتیجه خواهیم رسید. نتیجه یکم این است که محمد یک تروریست و جنایتکار و شکنجه گر بوده است و چنین شخصی نمیتواند یک پیامبر باشد، لذا نبوت او مردود است. نتیجه دوم که یک نتیجه سیاسی است این است که تروریسم و خشونت اسلام ریشه در تاریخ اسلام و رفتار محمد دارد نه در وقایع جاری هر دوره ای. لازم به یادآوری است که برخی از این نوشتارها ترجمه از نوشتارهای نوشته مسیحیان هستند و ممکن است آمیخته با آموزه های دینی مسیحی باشند که لزوماً مورد تایید تارنمای زندیق بعنوان یک تارنمای سکولار و انسانگرا نیست.

Read 80 times
Last modified on 02 February 2019

Leave a comment

Make sure you enter all the required information, indicated by an asterisk (*). HTML code is not allowed.

 درباره ما

وبسایت ناباور منتقد جدی ادیان است و از انجا که به زبان

فارسی برای مخاطب فارسی زبان ارائه میشود و با توجه به

کثرت مسلمانان در این جوامع، بسمت نقد اسلام تمایل دارد

 اهداف

روشنگری و اطلاع رسانی از طریق نشر کتب و مقالات

خرافه ستیز، فراهم آوردن امکان بحث و تبادل نظر آزادانه

برای ناباوران و حمایت از سایر ناباوران

لینک های مفید

Info@Naabavar.com

www.atheistium.com

www.ex-muslim.org.uk